پيام
توجه
از بهمن ماه وبلاگ فريادهاي خاموش
موضوع بندي مي شود.
توجه
از بهمن ماه وبلاگ فريادهاي خاموش
موضوع بندي مي شود.
هدف:
رشته مهندسي كامپيوتر كه به طراحي و ساخت اجزاي مختلف كامپيوتر مي پردازد، لذا اهميت بسيار زيادي در دنياي امروز برخوردار است. هدف از طي اين دوره تربيت كارشناساني است كه در زمينه تحليل، طراحي، ساخت و راه اندازي دستگاهها و مجموعه هاي سخت افزاري جديد، بررسي و شناخت مجموعه هاي سخت افزاري و نرم افزاري موجود، نگه داري، عيب يابي و تعمير و اصلاح و توسعه فعاليت كنند.
طراحي، شبيه سازي، فرآوري، پردازش، سنجش، آموزش، ويرايش و ... همه مفاهيمي هستند كه با بالاترين دقت و در كوتاهترين مدت زمان ممكن در برنامه هاي نرم افزاري كامپيوتر انجام مي شوند. لذا هدف از اين رشته تربيت نيروي متخصص براي انجام امور فوق است.
تواناييهاي فارغ التحصيلان:
فارغ التحصيلان اين مقطع، قابليتها و تواناييهاي زيادي دارند و چنانچه در مسير مناسب هدايت شوند، قادر خواهد بود مشكلات زيادي را حل كنند. برخي از اين تواناييها به شرح زير است:
1) بررسي و شناخت نرم افزارها و سخت افزارهاي جديد و به كارگيري آنها.
2) بررسي كمبودها و نيازهاي نرم افزاري و سخت افزاري بخشهاي صنعت و خدمات و تدوين نيازهاي آنها، امكان سنجي و تعيين ابزار و نيروي انساني لازم براي رفع كمبودها.
3) تجزيه و تحليل سيستمهاي كوچك و متوسط نرم افزاري و سخت افزاري و ارائه راه حل مناسب براي اجراي آنها.
4) طراحي مجموعه هاي كوچك و متوسط نرم افزاري و سخت افزراي و توليد طرحهاي اجرايي براي انها.
5) اجراي طرحهاي كامپيوتري، نصب، آزمايش و آموزش آنها.
6) پشتيباني و نگه داري سيستمهاي نرم افزاري شامل شناسايي خطاها، رفع خطاها و افزودن امكانات جديد به سيستمها.
7) عيب يابي كامپيوترها و سيستمهاي كامپيوتري و رفع عيبها.
8) شناسايي فنون جديد طراحي و ساخت كامپيوتر و ارزيابي و به كارگيري آنها.
تواناييهاي ذكر شده مربوط به كارشناسان نرم افزار و سخت افزار مي باشد، اما روشن است كه كارشناسان نرم افزار در محدوده مسائل نرم افزاري توانايي بيشتري دارند و برعكس كارشناسان سخت افزار در محدوده مسائل سخت افزاري از توانايي بيشتري برخوردارند.
ماهيت:
كامپيوتر داراي دو جزء متفاوت سخت افزار و نرم افزار است. اجزاء فيزيكي و قابل لمس كامپيوتر مانند مدارها و بردهاي الكترونيكي سخت افزار ناميده مي شوند.
نرم افزار جزء غيرقابل لمس كامپيوتر است. نرم افزار برنامه ها و داده هايي است كه به كامپيوتر فرمان مي دهند كه چه عملي را انجام دهد. يك مهندس نرم افزار ياد مي گيرد كه چگونه نرم افزارهاي بزرگ و عظيم را طراحي و برنامه ريزي كند، تست و ارزيابي نهايي نمايد و در نهايت مستند سازد.
پس بدين گونه نسبت كه يك تعميركار كامپيوتري يك مهندس سخت افزار و يك اپراتور كامپيوتر يك مهندس نرم افزار تلقي گردد.
"نرم افزار در حقيقت روح و جان كامپيوتر است كه به سخت افزار هويت مي بخشد و اصولاً به برنامه اي گفته مي شود كه براي به كارگيري سخت افزار ساخته شده باشد.
نرم افزارها را مي توان به دوره كلي دسته بندي كرد كه عبارتند از : نرم افزارهاي سيستمي و نرم افزارهاي كاربردي.
نرم افزراهاي سيستمي برنامه هايي هستند كه كامپيوتر براي فعال شدن يا سرويس دادن به آن نياز دارد و اين دليل از سوي سازندگان سيستم كامپيوتري عرضه مي شوند و مهمترين آنها سيستم عامل، برنامه هاي سودمند و مترجم هاي زبان مي باشد.
نرم افزارهاي كاربردي نيز برنامه هايي هستند كه كاربر يا خود آن ها را مي نويسد يا شركت هاي نرم افزاري آنها را تهيه كرده و براي فروش عرضه مي كنند. اين گونه برنامه ها معمولاً عموميت برنامه هاي سيستم را نداشته و براي زمينه هاي مختلف مهندسي، علمي، تجاري، آموزشي، تفريحي و يا طراحي نوشته مي شوند."
"مهندسي سخت افزار در مقطع ليسانس به مطالعه و بررسي طراحي سخت افزاري، كنترل سخت افزاري و شبكه هاي كامپيوتري مي پردازد. براي مثال يك مهندس سخت افزار مي تواند طراحي سخت افزاري كند كه با IC ها كار كند، با كامپيوتر كار كند و يا از دروازه هاي كامپيوتر استفاده نمايد و در نهايت مي تواند به طراحي مدارهاي مجتمع ديجيتالي بپردازد. كه البته به اين بخش از سخت افزار بيشتر در مقطع كارشناسي ارشد و دكتري پرداخته مي شود."
گرايش هاي مقطع ليسانس:
رشته مهندسي كامپيوتر در مقطع كارشناسي داراي دو گرايش سخت افزار و نرم افزار است كه البته اين دو گرايش در مقطع كارشناسي تفاوت قابل توجهي با يكديگر ندارند.
"گرايش سخت افزار در برگيرنده فعاليت هاي آموزشي، پژوهشي و صنعتي در خصوص قطعات، بردها، تجهيزات و در نهايت سيستم هاي كامپيوتري در مقياس هاي مختلف است و يكي از شاخه هاي مهم آن به نام معماري كامپيوتر (طراحي و ساخت كامپيوتر) مي باشد."
"هدف از گرايش نرم افزار كامپيوتر، آموزش و پژوهش در زمينه زبانهاي مختلف برنامه نويسي، سيستم هاي عامل مختلف و طراحي انواع الگوريتم ها مي باشد."
آينده شغلي، بازار كار، درآمد:
با توجه به گسترش روزافزون دنياي كامپيوتر امروزه بيش از هر زمان ديگري نياز به متخصصان كامپيوتر احساس مي شود. امروزه يك مهندس كامپيوتر اگر علاقمند به كار باشد، هيچ وقت با مشكل بيكاري روبه رو نمي شود. به خصوص مهندسين نرم افزار فرصت هاي شغلي بيشتري داشته و براي كاركردن نياز به امكانات و تجهيزات زيادي ندارند. فرصت هاي شغلي اين رشته به حدي گسترده و متعدد است كه نه تنها فارغ التحصيلان اين رشته به راحتي جذب بازار كار مي شوند بلكه دانشجويان دو سال آخر اين رشته نيز مي توانند وارد بازار كار شده و فعاليت كنند. براي مهندسين سخت افزار هم امكان كار در شركتهاي توليد كننده قطعات و دستگاهها و مراكز صنعتي – توليدي بسيار فراهم است و از نظر سطح درآمدي هم با توجه به دانش و پشتكار شخصي در حد قابل قبول و ايده آلي قرار دارند. از طرفي با توجه به استفاده روزافزون از شبكه اينترنت زمينه كار در اين موضوع نيز بسيار مهياست.
توانايي هاي جسمي، علمي، رواني و ... مورد نياز و قابل توصيه
توانايي علمي: يك مهندس كامپيوتر بايد سخت كوش و با پشتكار باشد چون رشته كامپيوتر رشته پويايي است و هميشه بايد اطلاعاتش به روز بوده و به دنبال فراگرفتن مطالب جديد باشد. مهندس كامپيوتر بايد پايه رياضي قوي داشته و توانايي اش در زمينه فيزيك خوب باشد. همچنين لازم است فردي خلاق باشد تا بتواند مسايل را از راههاي ابتكاري حل كند.
علاقمنديها: مهندس كامپيوتر نرم افزار و سخت افزار بايد به يادگيري و مطالعه علاقمند باشد تا پيشرفت در خور توجه داشته باشد. همچنين بايد از جستجو و كاوش در مدارها و ريزساختارها استقبال كند و به كار با كامپيوتر علاقه داشته باشد.
توانايي مالي: با توجه به توضيحات گفته شده داشتن يك دستگاه كامپيوتر براي يك مهندس كامپيوتر امري ضروري به نظر مي رسد ولي اين گونه نيست كه بدون داشتن كامپيوتر دانشجويان از ادامه تحصيل و پيشرفت باز بمانند.
وضعيت نياز كشور به اين رشته در حال حاضر:
رشته كامپيوتر كه باعث جهاني شدن اطلاعات و ارتباطات شده است ، رشته روز و رشته آينده است تا جايي كه پيش بيني مي شود تا 10 سال ديگر در كشورهاي پيشرفته مردم همان قدر كه بر نيروي برق وابسته هستند به شبكه اينترنت وابسته خواهند شد. با توجه به توضيحات گفته شده روند رو به رشد استفاده از كامپيوتر در زندگي روزانه اشتغال و موقعيت كاري براي فارغ التحصيلان اين رشته فراهم است تا در قالب شركتهاي توليدكننده نرم افزار، شركتهاي توليدكننده قطعات، مراكز صنعتي – توليدي، شركتها و موسسات خدماتي، مراكز آموزشي و ... مشغول به كار شده و فعاليت كنند. با توجه به پيشرفت كند ايران نسبت به جامعه جهاني كامپيوتر در سالهاي اخير نياز به مهندسين خلاق و كوشا در اين زمينه كاملاً احساس مي شود.
روند رو به رشد استفاده از كامپيوتر در محافل عمومي و خصوصي، استفاده گسترده از شبكه اينترنت و زمينه هاي مرتبط با آن، فراهم آمدن شرايط آموزش و تجارت الكترونيك همه و همه دست به دست هم داده اند تا از اكنون چشم انداز روشني نسبت به آينده اين رشته وجود داشته باشد به نحوي كه فعالان در اين زمينه از آينده معلوم و مطمئني برخوردار خواهند بود. تنها نگراني به قسمت نرم افزار مربوط مي شود كه بايد مهندسان خلاق ايراني اقدام به تهيه نرم افزارهاي گوناگون و كارآمد كرده تا تنها مصرف كننده صرف نباشيم.
نكات تكميلي:
"بعضي از افراد تصور مي كنند كه مهندسي سخت افزار در حد يك تعميركار كامپيوتر است در حالي كه كار يك مهندس سخت افزار، تعمير يا نصب و راه اندازي كامپيوتر نيست. هر چند كه مي تواند چنين كاري را انجام دهد. در واقع كار يك مهندس سخت افزار، طراحي هاي سخت افزاري است و به همين دليل در دانشگاه دروسي مثل رياضيات و يا مدارهاي منطقي را مطالعه مي كند همچنين برخلاف تصور كساني كه يك اپراتور را در حد يك مهندس نرم افزار مي دانند، بايد گفت كه يك مهندس نرم افزار لازم است از دانش رياضي خوبي برخوردار باشد تا بتواند برنامه هاي كامپيوتري را طراحي كند و آنها را توسعه دهد. براي مثال بايد بتواند يك كار گرافيكي را از بنيان طراحي كند. كاري كه از عهده يك اپراتور بر نمي آيد. و به همين دليل ما معتقديم كه كلاسهاي آزاد آموزش كامپيوتر هيچ وقت نمي توانند يك مهندس كامپيوتر پرورش دهند."
برطرف كن گرفتاريم را و بپوشان عيبم را و بيامرز خطايم را و بران از من شيطان را و مقرر كن برايم اي معبودم درجه بلند در آخرت و دنيا را.
برگرفته از نيايش امام حسين (ع) در روز عرفه
يكي از شايع ترين ترس هاي بزرگسالان، اضطراب صحبت كردن در جمع است. در حالي كه درجاتي از اضطراب جزء طبيعي صحبت كردن در جمع ، حضور و يا هر گونه اجرا در برابر جمع طبيعي و مورد انتظار تلقي مي شود ؛ عده اي چنان مضطرب مي شوند كه توانايي كنش وري آن ها مختل مي شود.
نشانه ها و اثرات
روش هاي چندي وجود دارد كه اضطراب اجتماعي يا عملكرد ، فعاليت هاي شخص را محدود و در زندگي روزانه اش دخالت مي كند.
افرادي كه دوره ي حاد اضطراب عملكرد را طي مي كنند ، ممكن است احساس انزوا كنند ، زيرا آن ها از مهماني ها يا گردهمايي هاي اجتماعي مي پرهيزند ، چه بسا آن ها از ثبت نام در كلاس هاي معيني خودداري ورزند ، زيرا آن دروس مستلزم مشاركت در كلاس و صحبت كردن است، يا ممكن است از مشاغل معني بپرهيزند يا حتي فرصت ها و نيز ارتقاي شغلي را به خاطر تماس هاي عمومي يا صحبت كردن در جمع از دست بدهند.
نشانه هاي اضطراب عملكرد از فردي به فرد ديگر فرق دارد. تقريبا هر كس نگران است مبادا در نظر ديگران سراسيمه، كودن و بي خبر جلوه كند. به هنگام مواجهه با موقعيت هاي ترسناك ، خواه ميهماني خواه شركت در بحث هاي كلاسي . اغلب مردم نشانه هاي جسماني همراه يا اضطراب را تجربه مي كنند. اين نشانه ها مشتمل اند بر : لرزش، تعريق، دستان عرق كرده ، افزايش ضربان قلب ، كوتاهي نفس ، تنش عضلات ، سرخ شدن يا گيجي ، از دست دادن رشته ي افكار ، ناراحتي گوارشي ، صداي لرزان و سرگيجه.
|
کنون رزم virus و رستم شنو |
دگرها شنيدستي اين هم شنو |
|
که اسفنديارش يکي disk داد |
بگفتا به رستم که اي نيکزاد |
|
در اين disk باشد يکي file ناب |
که بگرفتم از سايت افراسياب |
|
برو خرمي کن بدين disk هان |
که هم نون و هم آب باشد در آن |
|
تهمتن روان شد سوي خانه اش |
شتابان به ديدار رايانه اش |
|
دگر صبر آرام و طاقت نداشت |
مر آن disk را در drive اش گذاشت |
|
نکرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت |
يکي list از root ديسکت گرفت |
|
در آن disk ديدش يکي file بود |
بزد enter آنجا و اجرا نمود |
|
به ناگه چنان سيستمش کرد hang |
که رستم در آن ماند مبهوت و منگ |
|
تهمتن کلافه شد و داد زد |
ز بخت بد خويش فرياد زد |
|
چو تهمينه فرياد رستم شنود |
بيامد که ليسانسش رايانه بود |
|
بدو گفت رستم همه مشکلش |
وزان disk و برنامه قابلش |
|
چو رستم بدو داد قيچي و ريش |
يکي ديسک bootable آورد پيش |
|
يکي toolkit اندرآن disk بود |
بر آورد آن را و اجرا نمود |
|
به ناگه يکي رمز virus يافت |
پي حذف امضاي ايشان شتافت |
|
چو virus را نيک بشناختش |
مر از bootsector بر انداختش |
|
يکي ضربه زد بر سرش toolkit |
که هر byte آن گشت هشتاد bit |
|
به خاک اندر افکند virus را |
تهمتن به رايانه زد بوس را |
|
چنين گفت تهمينه با شوهرش |
که اين بار بگذشت از پل خرش |
|
دگر بار برنامه اين سان مکن |
ز رايانه اصلا تو صحبت مکن |
|
قسم خورد رستم به پروردگار |
نگيرد دگر disk ز اسفنديار |
امام علي درخصوص عدالت بياني دارد كه مي توان مفهوم كامل و تعريف جامع اين كلمه را از آن دريافت:
از امام(ع) سؤال شد: از عدل و جوُد (بخشش) كدام يك برتر و ارزشمندترند؟ فرمود: عدل امور را به جاي خود مي نهد اما جود امور را از جهت اصلي خارج مي كند. عدل سياست گري فراگير همگان است و اداره كننده عموم است اما اثر جُود محدود، و عارضه ايي استثنايي است. بنابراين عدل شريف ترين و بافضيلت ترين آن دو است.
عدالت اجتماعى در واقع يكى از شعارهاى اصلى همه ايدئولوژىها و نهضتهاى سوسياليستى و شبه سوسياليستى است. آنها بر اين باورند كه تا زمانى كه عدالت اجتماعى (اقتصادى) برقرار نشود، عدالت به معناى واقعى آن تحقق نخواهد يافت. بايد توجه داشت كه ميان عدالت توزيعى و عدالت اجتماعى از لحاظ مضمونى و مصداقى تفاوتهاى اساسى وجود دارد. مفهوم قديمى عدالت توزيعى مبتنى بر تصور سلسلهمراتبى يا ارگانيك جامعه است؛ در حالى كه عدالت اجتماعى مفهوم جديدى است كه پيشفرض اوليه آن عبارت است از برابرى همه افراد جامعه با تصور اتميستى از اجتماع كه در آن هيچگونه پيوند ارگانيك و سلسلهمراتبى ميان افراد تشكيلدهنده جامعه وجود ندارد. بنابراين مفهوم عدالت اجتماعى قابل اطلاق بر جوامع سنتىاى كه داراى ساختار ارگانيك هستند، نمىباشد.
عدالت اجتماعى گوياى توزيع عادلانه امكانات و ثروت ميان افرادى است كه طبق تعريف داراى حقوق برابرند. مسأله اينجاست كه چه معيارى براى عدالت در توزيع وجود دارد؟ واضح است كه تقسيم علىالسويه ميان همه افراد، راه حل نيست؛ زيرا شايستگى، توانايى، تلاش، نياز و ذائقه هر فردى با فرد ديگر متفاوت است. پس توزيع عادلانه مستلزم شناسايى ويژگىهاى فرد فرد آحاد جامعه است. اما در جوامع گسترده امروزى چنين كارى ناممكن است. از اين گذشته رسيدن به معيارى واحد در توزيع، با توجه به تفاوت سلايق و ارزشها و خلقيات ممكن نيست. بنابراين مفهوم عدالت اجتماعى، بر خلاف تصور رايج، مفهومى بهغايت ذهنى و سيال است؛ به طورى كه مضمونى عينى، مشخص و قابل قبول براى همگان نمىتوان براى آن تصور كرد.
يكى از مهمترين نقادان مفهوم عدالت اجتماعى، فردريك فون هايك، اقتصاددان و فيلسوف سياسى معاصر است. از نظر وى عدالت خصيصه مربوط به رفتار انسانى است. از اين رو اگر اين واژه در توصيف يك وضعيت (اجتماعى) به كار رود، فاقد معنا خواهد بود؛ مگر اينكه شخص معينى مسؤول برقرارى اين وضعيت شناخته شود. نظمهاى اجتماعى خودجوش (غيرسازمانى) را كه تشكيل عملكردشان به قصد و اراده افرادى معين بستگى ندارد، نمىتوان متصف به عادلانه يا ناعادلانه بودن نمود. عدالت اجتماعى فرد را مخاطب قرار نمىدهد؛ بلكه جامعه را مسؤول مىشناسد. سواى خطاى تصور انسانوار از جامعه كه جامعه را صاحب اراده، تصميم و مسؤوليت مىداند، تنها در صورتى مىتوان جامعه را مسؤول به حساب آورد كه از لحاظ ساختار و عملكرد، وضع يك سازمان را داشته باشد. پس تنها زمانى مىتوان از عدالت اجتماعى سخن گفت كه جامعه به صورت يك سازمان تصور شود. از اين رو مىتوان گفت هر اقدامى كه در جهت تحقق عدالت اجتماعى صورت گيرد، عملاً به معناى گامبرداشتن در جهت تبديل جامعه به سازمان است.
اما يك جامعه بزرگ را هيچگاه نمىتوان به سازمان تبديل نمود. سازمان يك يا چند هدف مشخص را دنبال مىكند؛ در حالى كه جامعه نظمى است كه در آن تكثر اهداف به تعداد اعضاى آن است. آزادى در حقيقت چيزى جز همين تكثر اهداف فردى نيست و تبديل جامعه به سازمان نتيجهاى جز سركوب آزادىهاى فردى ندارد. در اين خصوص، هايك اين سؤال اساسى را مطرح مىسازد كه آيا واقعاً اين تكليف اخلاقى وجود دارد كه انسان خود را مطيع قدرت نمايد تا با تنظيم فعاليتهاى اعضاى جامعه، نوع معينى از توزيع را كه به روايتى عادلانه تلقى مىشود، تحقق بخشد؟ هرگام به پيش در جهت عملى ساختن عدالت اجتماعى، گامى به پس در زمينه آزادىهاى فردى است.
منطق توزيعى عدالت اجتماعى، در تضاد با عملكرد بىطرفانه مكانيسم بازار رقابتى يا اقتصاد آزاد است. با توجه به اينكه نظام بازار رقابتى نوعى نظم خودجوش و غيرسازمانى است، صفات عادلانه يا ناعادلانه را درباره آن و نتايج حاصل از آن نمىتوان به كار برد. علت اين امر واضح است. عدالت اساساً خصيصه رفتار فردى است و ارتباطى به وضعيت پديدهها ندارد. اين موضوع عيناً در مورد نظم بازار نيز صدق مىكند. نظم اقتصادى بازار مستلزم رعايت بعضى قواعد رفتارى كلى است. عدالت اينجا مربوط به نحوه كردار شركتكنندگان در رقابت اقتصادى و نيز بىطرفى داور (دولت) ناظر بر قواعد بازى است. اگر نسبت به قواعد تخلفى صورت نگيرد، نتيجه عملكرد بازار را از زاويه عدالت نمىتوان داورى نمود؛ چرا كه نتايج نظم بازار محصول طرح و قصد قبلى شخص يا اشخاص معينى نيست. چگونگى توزيع درآمد و ثروت ناشى از نظم بازار ممكن است براى بعضىها بسيار ناگوار به نظر آيد؛ يعنى بازندگانى باشند كه از هر نظر شايستگى آنها بيشتر از برندگان باشد. اما اين وضع را نمىتوان ناعادلانه خواند؛ چون هيچ رفتار ناعادلانهاى آن را به وجود نياورده است.
نكته مهمى كه درباره جوامعى مانند جامعه ما كه هنوز به توسعه اقتصادى پايدار دست نيافتهاند بايد مورد تأكيد قرار گيرد، اين است كه خلط آرمان عدالت اجتماعى با مفهوم قديمى عدالت توزيعى در عمل منتهى به اتخاذ سياستهاى ضدتوسعه مىگردد. تبليغ بدون تأمل عدالت اجتماعى و سعى در به اجرا گذاشتن سياستهاى ناظر بر آن، علاوه بر مشكلات عديده، زيان جبرانناپذير ديگرى نيز به همراه مىآورد و آن بىاعتبار نمودن شأن و منزلت حق و قانون در جامعه است.
مرحوم سيد محمد تقي موسوي متوفي 1348 هـ . ق در كتاب شريف " مكيال المكارم " به هشتاد مورد از وظايف منتظران اشاره فرموده اند:
1- دعا براي امام زمان عجل ا... تعالي فرجه الشريف تا به معرفت حضرتش نائل شويم ، ائمه هدي عليهم السلام نيز همواره بر اين مهم تكيه داشته اند.
امام صادق (ع) دعايي به " زراره " تعليم كرده و مي فرمايند : « .... اگر زمان غيبت را درك كردي چنين دعا كن : اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف حجتك . اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني » ( منتخب الاثر – آيت ا... صافي گلپايگاني حديث 1 ص 501 – به نقل از غيبت نعماني ، كافي ، كمال الدين ) همچنين دعاهاي ديگري كه در كتب ادعيه و زيارات بدان اشاره شده ، خصوصاً دعاي معروف « اللهم كن لوليك الحجه ابن الحسن ... » كه بحمدالله در بين جامعه شيعه بسيار معروف و مشهور است.
2- شناخت صفات و سيره امام عليه السلام : بديهي است كه عاشق دلباخته و منتظر حقيقي امام بايد بداند كه محبوبش از چه صفاتي برخوردار بوده و چه سيره و روشي را در زندگي و ساير شئون آن دارد . در اين راستا ، مطالعه آيات و روايات فراواني كه در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقيه ا... الاعظم عجل ا... تعالي فرجه الشريف بيان شده ، بسيار سودمند است .
3- رعايت ادب در همه موارد : امامي كه واجب الاطاعه و حجت خدا بر تمامي اهل زمين است ، نامش محترم و يادش بسيار گرامي است . او پيشواي همه و چشم بيناي خدا در بين مخلوقات اوست. روزي اهل زمين به يمن وجود اوست و هر كسي كه به مرتبه اي از مراتب كمال مي رسد از پرتو عنايات حضرت حق است كه از مسير امامت به ما رسيده است .
4- عشق و علاقه نسبت به حضرت : مرحوم سيد عبدالكريم كفاش ، هفته اي يك مرتبه به محضر آن حضرت مشرف مي شد. او در ري در جوار حضرت عبدالعظيم حسني مي زيست. در يكي از تشرفاتش ، حضرت از او مي پرسند: سيد عبدالكريم ! اگر ما را نبيني چه خواهد شد ؟ پاسخ مي دهد : آقا حتماً مي ميرم . حضرت در پاسخ فرمودند : « اگر چنين نبودي ما را نمي ديدي» ( مشعل هدايت ج 2 ص 129 – مبحث امكان تشرف – از استاد حاج شيخ حسين گنجي )
5- علاقمند كردن ديگران به امام زمان عجل ا... تعالي فرجه الشريف : طبيعي است كه هر كس به چيزي علاقمند باشد در صدد تبليغ و ترويج آن برآمده و آنرا به ديگران معرفي خواهد كرد، چه رسد به اينكه وجود مقدس خاتم الاوصيا عجل ا... تعاي فرجه الشريف باشد .
6- انتظار فرج : امام صادق عليه السلام " بخشي از ويژگيهاي ائمه عليهم السلام را عبارت از تقوي ، پاكدامني و خيرخواهي ... و صبر در انتظار فرج دانسته است ". ( منتخب الاثر ، آيت ا... صافي ، ص 498 ، به نقل از بحار الانوار ) در بسياري از روايات ، پرفضيلت ترين اعمال ، انتظار فرج دانسته شده است. ( منتخب الاثر ، آيت ا... صافي ، ص 493- 500 ) در بسياري از احاديث در باب انتظار فرج بيان شده كه هر گاه يكي از منتظران حضرت به رحمت الهي رفت ، چنانست كه در ميان سپاه امام و يا در ميان چادر ( خيمه ) حضرت به شهادت برسد. در بعضي از روايات تعبير شده كه چنين شخصي مثل كسي است كه با رسول خدا (ص) در برابر كفر جهاد كرده باشد.
7- اظهار علاقه وافر براي ملاقات با آن حضرت .
8- ذكر فضائل و مناقب آن حضرت و شركت در مجالس امام شناسي .
9- صدقه براي سلامتي امام زمان عجل ا... تعالي فرجه الشريف .
10- بجا آوردن حج و عمره و زيارت مشاهد مشرفه به نيابت از امام : اعمالي كه به نيابت از امام زمان عليه السلام بجا آورده مي شود در واقع هديه اي از جانب عاشقان و شيفتگان به ايشان است .
11- استغاثه به وجود مقدس امام عجل ا... تعالي فرجه الشريف : در بعضي از روايات از آن بزرگوار به " غياث المضطر المستكين " تعبير شده است. توسل و استغاثه بر اهل البيت عليهم السلام ، سيره دائمي بزرگان و صلحا و علما شيعه بوده و حتي ائمه هدي عليهم السلام نيز به وجود مقدس ايشان توسل مي جسته اند. مرحوم عاملي در روايتي نقل مي كنند كه هنگامي كه حضرت زهرا (ع) سلام ا... عليها بين ديوار و در مجروح شدند ، به دنبال علي (ع) ... بودند ، و ناله " يا ابن الحسن " سر مي دادند و به وجود مقدس امام عصر حضرت حجه بن الحسن عج ا... تعالي فرجه الشريف استغاثه جستند .
12- تجديد بيعت با امام عليه السلام : بر اساس پاره اي از روايات ، تجديد بيعت بعد از هر نماز واجب و يا در هر جمعه مستحب است . ( مكيال المكارم و منتخب الاثر ) و در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده كه « هر كس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگويد: " اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم " ، نمي ميرد مگر آنكه حضرت را ببيند و بشناسد . » ( بحارالانوار ، ج 86، ص 77 ، باب 39)
13- اجتناب از محارم : كسي كه منتظر واقعي است ، بايد از آنچه كه امام زمانش كراهت و تنفر دارد ، اجتناب نموده و هر عملي كه در تقرب او موثر است را به خاطر رضاي محبوب و ارتباط روحي با او انجام دهد. مرحوم شيخ طوسي متوفي به سال 460 هـ . ق در" تجريد الاعتقاد" مي نويسد: وجوده لطف و عدمه منا . » يعني وجود حضرت لطف و عنايت بر ماست و غيبت ايشان به خاطر اعمال و رفتار بد ماست. " گفتم كه روي خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابي ورنه رخم عيان است. گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كويت گفتا نشان چه پرسي آن كوي بي نشان است " علي عليه السلام فرمودند : زمين خالي از حجت خدا نيست ، لكن خداوند متعال ، خلقش را از اينكه حجت را بشناسند نابينا و محروم مي نمايد و اين بخاطر ظلمي است كه بر خودشان روا داشتند . ( بحار الانوار ، ج 51، ص 113 ) « ظلم و جور با بصيرت سنخيت ندارد و كسي كه در كلاس گناه و معصيت بسر مي برد هم سنخ با اولياي خدا نيست. لذا ديده اش از شناخت حضرت نابيناست . » ( مشعل هدايت ، ج 2 ، ص 126 ، مقاله امكان تشرف ) حضرت مهدي (عج) ، در توقيعي چنين مي فرمايند : « فما يحسبنا عنهم الا ما يتصل بنا مما نكرهه و لانوثره منهم » يعني محبوس نكرده ما را از دوستان ، مگر خبرهاي ناگواري كه همواره از ناحيه آنان به ما مي رسد كه ناخوشايند است، در حاليكه ما آن كارها را از ايشان نخواستيم . ( احتجاج طبرسي ، ج 2 ، ص 322 )
14- دوستي با صالحان : دوستي با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودي ايشان است . همچنين ادخال سرور مومنين و محبين اهل بيت عليهم السلام و همچنين رفع حوائج آنان نيز از وظايف منتظران عصر ظهور شمرده شده ؛ چرا كه آن حضرت همانند اجداد طاهرينش باب الحوائج هستند . قرآن كريم در وصف ياران حضرت ختمي مرتبيت مي فرمايد : « محمد رسول ا... والذين معه اشداء الكفار رحماء بينهم » يعني محمد رسول خدا ( ص) و كساني كه با او هستند بر عليه كفار بسيار خشن ، ولي با يكديگر بسيار مهربانند و همچنين امر خداي حكيم كه مي فرمايد: « كونوا مع الصادقين » يعني همواره با افراد راستگو همنشين باشيد
15- برائت از دشمنان خدا و اهل بيت عليهم السلام : امام هادي (ع) در زيارت شريفه جامعه مي فرمايند : « برئت الي ا... عزوجل من اعدائكم و من الجبت و الطاغوت و الشياطين و حزبهم الظالمين » يعني به درگاه خداي عزوجل از دشمنان شما و همچنين از جبت و طاغوت و از شياطين و حزب ستمكار آنان بيزارم . ( مفاتيح الجنان ، مرحوم شيخ عباس قمي (ره) ، زيارت جامعه كبيره .)
پروين اعتصامي که نام اصلي او "رخشنده " است در بيست و پنجم اسفند 1285 هجري شمسي در تبريز متولد شد ، در کودکي با خانواده اش به تهران آمد . پدرش که مردي بزرگ بود در زندگي او نقش مهمي داشت ، و هنگاميکه متوجه استعداد دخترش شد ، به پروين در زمينه سرايش شعر کمک کرد.
" پدر پروين"
يوسف اعتصامي معروف به اعتصام الملک از نويسندگان و دانشمندان بنام ايران بود. وي اولين "چاپخانه" را در تبريز بنا کرد ، مدتي هم نماينده ي مجلس بود.
اعتصام الملک مدير مجله بنام "بهار" بود که اولين اشعار پروين در همين مجله منتشر شد ، ثمره ازدواج اعتصام الملک ، چهار پسر و يک دختر است.
"مادر پروين"
مادرش اختر اعتصامي نام داشت . او بانويي مدبر ، صبور ، خانه دار و عفيف بود ، وي در پرورش احساسات لطيف و شاعرانه دخترش نقش مهمي داشت و به ديوان اشعار او علاقه فراواني نشان مي داد.
"شروع تحصيلات و سرودن شعر"
پروين از کودکي با مطالعه آشنا شد . خانواده او اهل مطالعه بود و وي مطالب علمي و فرهنگي به ويژه ادبي را از لابه لاي گفت و گوهاي آنان درمي يافت در يازده سالگي به ديوان اشعار فردوسي ، نظامي ، مولوي ، ناصرخسرو ، منوچهري ، انوري ، فرخي که همه از شاعران بزرگ و نام آور زبان فارسي به شمار مي آيند ، آشنا بود و از همان کودکي پدرش در زمينه وزن و شيوه هاي يادگيري آن با او تمرين مي کرد.
گاهي شعري از شاعران قديم به او مي داد تا بر اساس آن ، شعر ديگري بسرايد يا وزن آن را تغيير دهد ، و يا قافيه هاي نو برايش پيدا کند ، همين تمرين ها و تلاشها زمينه اي شد که با ترتيب قرارگيري کلمات و استفاده از آنها آشنا شود و در سرودن شعر تجربه بياندوزد.
هر کس کمي با دنياي شعر و شاعري آشنا باشد ، با خواندن اين بيت ها به توانائي او در آن سن و سال پي مي برد برخي از زيباترين شعرهايش مربوط به دوران نوجواني ، يعني يازده تا چهارده سالگي او مي باشد ، شعر " اي مرغک " او در 12 سالگي سروده شده است:
اي مُرغک خُرد ، ز آشيانه
پرواز کن و پريدن آموز
تا کي حرکات کودکانه؟
در باغ و چمن چميدن آموز
رام تو نمي شود زمانه
رام از چه شدي ؟ رميدن آموز
منديش که دام هست يا نه
بر مردم چشم ، ديدن آموز
شو روز به فکر آب و دانه
هنگام شب آرميدن آموز
با خواندن اين اشعار مي توان دختر دوازده ساله اي را مجسم کرد که اسباب بازي اش " کتاب" است ؛ دختري که از همان نوجواني هر روز در دستان کوچکش ، ديوان قطوري از شاعري کهن ديده مي شود ، که اشعار آن را مي خواند و در سينه نگه مي دارد.
شعر " گوهر و سنگ " را نيز در 12 سالگي سروده است.
شاعران و دانشمنداني مانند استاد علي اکبر دهخدا ، ملک الشعراي بهار ، عباس اقبال آشتياني ، سعيد نفيسي و نصر الله تقوي از دوستان پدر پروين بودند ، و بعضي از آنها در يکي از روزهاي هفته در خانه او جمع مي شدند ، و در زمينه هاي مختلف ادبي بحث و گفتگو مي کردند. هر بار که پروين شعري مي خواند ، آنها با علاقه به آن گوش مي دادند و او را تشويق مي کردند.
" ادامه تحصيلات"
پروين ، در 18 سالگي ، فارغ التحصيل شد ، او در تمام دوران تحصيلي ، يکي از شاگردان ممتاز مدرسه بود. البته پيش از ورود به مدرسه ، معلومات زيادي داشت ، او به دانستن همه مسائل علاقه داشت و سعي مي کرد ، در حد توان خود از همه چيز آگاهي پيدا کند. مطالعات او در زمينه زبان انگليسي آن قدر پيگير و مستمر بود که مي توانست کتابها و داستانهاي مختلفي را به زبان اصلي ( انگليسي ) بخواند . مهارت او در اين زبان به حدي رسيد که 2 سال در مدرسه قبلي خودش ادبيات فارسي و انگليسي تدريس کرد.
"سخنراني در جشن فارغ التحصيلي"
در خرداد 1303 ، جشن فارغ التحصيلي پروين و هم کلاس هاي او در مدرسه برپا شد. او در سخنراني خود از وضع نامناسب اجتماعي ، بي سوادي و بي خبري زنان ايران حرف زد. اين سخنراني ، بعنوان اعلاميه اي در زمينه حقوق زنان ، در تاريخ معاصر ايران اهميت زياد دارد.
پروين در قسمتهاي از اعلاميه "زن و تاريخ" گفته است:
« داروي بيماري مزمن شرق منحصر به تعليم و تربيت است ، تربيت و تعليم حقيقي که شامل زن و مرد باشد و تمام طبقات را از خوان گسترده معروف مستفيذ نمايد. »
و درباره راه چاره اش گفته است :
« پيداست براي مرمت خرابي هاي گذشته ، اصلاح معايب حاليه و تمهيد سعادت آينده ، مشکلاتي در پيش است. ايراني بايد ضعف و ملالت را از خود دور کرده ، تند و چالاک اين پرتگاه را عبور کند. »
"اخلاق پروين"
يکي از دوستان پروين که سال ها با او ارتباط داشت ، درباره او گفته است :
« پروين ، پاک طينت ، پاک عقيده ، پاکدامن ، خوش خو و خوش رفتار ، نسبت به دوستان خود مهربان ، در مقام دوستي فروتن و در راه حقيقت و محبت پايدار بود. کمتر حرف مي زد و بيشتر فکر مي کرد ، در معاشرت ، سادگي و متانت را از دست نمي داد . هيچ وقت از فضايل ادبي و اخلاقي خودش سخن نمي گفت.»
همه اين صفات باعث شده بود که او نزد ديگران عزيز و ارجمند باشد.
مهمتر از همه اين ها ، نکته اي است که از ميان اشعارش فهميده مي شود . پروين ، با آن همه شعري که سروده ، در ديواني با پنج هزار بيت ، فقط يک يا دو جا از خودش حرف زده و درباره خودش شعر سروده و اين نشان دهنده فروتني و اخلاق شايسته اوست.
"نخستين چاپ ديوان اشعار"
پيش از ازدواج ، پدرش با چاپ مجموعه اشعار او مخالف بود و اين کار را با توجه به اوضاع و فرهنگ آن روزگار ، درست نمي دانست. او فکر مي کرد که ديگران ممکن است چاپ شدن اشعار يک دوشيزه را ، راهي براي يافتن شوهر به حساب آورند!
اما پس از ازدواج پروين و جدائي او از شوهرش ، به اين کار رضايت داد. نخستين مجموعه شعر پروين ، حاوي اشعاري بود که او تا پيش از 30 سالگي سروده بود و بيش از صد و پنجاه قصيده ، قطعه ، غزل و مثنوي را شامل مي شد.
مردم استقبال فراواني از اشعار او کردند ، به گونه اي که ديوان او در مدتي کوتاه پس از چاپ ، دست به دست ميان مردم مي چرخيد و بسياري باور نمي کردند که آنها را يک زن سروده است ، استادان معروف آن زمان ، مانند دهخدا و علامهء قزويني ، هر کدام مقاله هايي درباره اشعار او نوشتند و شعر و هنرش را ستودند.
پروين مدتي کتابدار کتابخانه دانشسراي عالي تهران (دانشگاه تربيت معلم کنوني) بود . کتابداري ساکت و محجوب که بسياري از مراجعه کنندگان به کتابخانه نمي دانستند او همان شاعر بزرگ است . پس از چاپ ديوانش وزارت فرهنگ نيز از او تقدير کرد.
" دعوت دربار و مدال درجه سه"
معمولا رسم است که دولت ، دانشمندان و بزرگان علم و ادب را طي برگزاري مراسمي خاص ، مورد ستايش و احترام قرار مي دهد . در چنين مراسمي وزير يا مقامي بالاتر ، مدالي را که نشانه سپاس ، احترام و قدرداني دولت از خدمات علمي و فرهنگي فرد مورد نظر است ، به او اهدا مي کند ، وزارت فرهنگ در سال 1315 مدال درجه سه لياقت را به پروين اعتصامي اهدا کرد ولي او اين مدال را قبول نکرد.
گفته شده که حتي پيشنهاد رضا خان را که از او براي ورود به دربار و تدريس به ملکه و وليعهد وقت دعوت کرده بود ، نپذيرفت ، روحيه و اعتقادات پروين به گونه اي بود که به خود اجازه نمي داد در چنين مکان هايي حاضر شود . او ترجيح مي داد در تنهايي و سکوت شخصي اش به مطالعه بپردازد.
او که در 15 سالگي درباره ستمگران و ثروتمندان به سرودن شعر پرداخته ، چگونه مي تواند به محيط اشرافي دربار قدم بگذارد و در خدمت آنها باشد ؟
او که انساني آماده ، داراي شعوري خلاق و همواره درگير در مسائل اجتماعي بود به اين نشان ها و دعوت ها فريفته نمي شد.
در اين جا يکي از اشعار پروين در مذمت اغنياي ستمگر را مي خوانيد :
برزگري پند به فرزند داد، کاي پسر
اين پيشه پس از من تو راست
مدت ما جمله به محنت گذشت
نوبت خون خوردن و رنج شماست
….
هر چه کني نخست همان بدروي
کار بد و نيک ، چو کوه و صداست
….
گفت چنين ، کاي پدر نيک راي
صاعقه ي ما ستم اغنياست
پيشه آنان ، همه آرام و خواب
قسمت ما ، درد و غم و ابتلاست
ما فقرا ، از همه بيگانه ايم
مرد غني ، با همه کس آشناست
خوابگه آن را که سمور و خزست
کي غم سرماي زمستان ماست
تيره دلان را چه غم از تيرگيست
بي خبران را چه خبر از خداست
" دوران بيماري و مرگ پروين"
پروين اعتصامي ، پس از کسب افتخارات فراوان و درست در زماني که برادرش – ابوالفتح اعتصامي - ديوانش را براي چاپ دوم آن حاضر مي کرد ، ناگهان در روز سوم فروردين 1320 بستري شد پزشک معالج او ، بيماري اش را حصبه تشخيص داده بود ، اما در مداواي او کوتاهي کرد و متاسفانه زمان درمان او گذشت و شبي حال او بسيار بد شد و در بستر مرگ افتاد.
نيمه شب شانزدهم فروردين 1320 پزشک خانوادگي اش را چندين بار به بالين او خواندند و حتي کالسکه آماده اي به در خانه اش فرستادند ، ولي او نيامد و . پروين در آغوش مادرش چشم از جهان فرو بست .
پيکر پاک او را در آرامگاه خانوادگي اش در شهر قم و کنار مزار پدرش در جوار خانم حضرت معصومه (س) به خاک سپردند . پس از مرگش قطعه شعري از او يافتند که معلوم نيست در چه زماني براي سنگ مزار خود سروده بود . اين قطعه را بر سنگ مزارش نقش کردند ، آنچنانکه ياد و خاطره اش در دل مردم نقش بسته است . گزيده اي از اين شعر در ذيل آمده است :
اين که خاک سيهش بالين است اختر چرخ ادب پروين است
گر چه جز تلخي از ايام نديد هر چه خواهي سخنش شيرين است
صاحب آن همه گفتار امروز سائل فاتحه و ياسين است
آدمي هر چه توانگر باشد چون بدين نقطه رسد مسکين است
والسلام
اقتباس از کتاب چهره هاي درخشان
یک برگ توت در اثر تماس با نبوغ انسان به ابریشم تبدیل می شود...یک درخت سرو در اثر تماس با نبوغ انسان دگرگون می شود و شکل معبد می گیرد....یک تکه پشم در اثر تماس با نبوغ انسان به صورت لباسی فاخر می شود....یک مشت خاک در اثر تماس با نبوغ انسان به قصری با شکوه تبدیل می شود....اگر در برگ،خاک،چوب و پشم این امکان هست که ارزش خود را از طریق انسان صد برابر بلکه هزار برابر کند آیا من نمی توانم با این خاکی که نام مرا حمل می کند چنان کنم؟؟؟؟
آگ ماندینو